جمعه‌ی۴۱ / جان به تنگ آمد ز کلفت، غمگساران را چه شد؟

مدتهاست که در ایران دچار جنگ هستیم و از بیشترین نامهایی که می‌شنویم تنگه‌ی هرمز است،

و گاهی هم از تنگه‌ی باب المندب حرف زده می‌شود.

تنگه‌ای که طبق قولی، محل ندبه و اشک‌ریختن بوده است.

چه خوب بود ما هم از تنگه‌ی تنگ غیبت به تنگ می‌آمدیم

و بیشتر ندبه می‌کردیم و اشک‌ می‌ریختیم و از سویدای وجود و صمیم قلب دعا می‌کردیم

بلکه این تنگه نابود می‌شد و گشایش و فرجی نسبت به بن‌بست غیبت، حاصل می‌گشت ای ذات مقدس و غریب و زیبا و مهربان و نازنینی که تا نیایی گره از کار بشر وا نشود.

دوستدار و ارادتمند بد و بدردنخور شما🙏🌹😘🙏

جمعه‌ی ۴۰ / ما بنده‌ی محمد و آل محمدیم

سلام آقا

ای حاضرترین غایب دنیا

ای پیداترین نهان گیتی

ای منزوی‌ترین حکمران هستی

به جمعه‌ی شماره‌ی چهل رسیدیم و به قول معروف: ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

این همه دوری و هجران و فراق و گذر تند زمان و افزوده‌شده دوران پرمصیبت غیبت شما... و فقدان کنش و واکنشی از سوی ما... و عدم تغییر راهبرد در فعالیت‌های ما... ادامه‌ی معمولی زندگی... و انس گرفتن و عادت کردن به همین سبک خاص زیست.... و اگر سختگیرانه قضاوت کنیم بی‌تفاوتی ما نسبت به وضعیت شما... عزیز علی ان تحیط بک دونی البلوی.... کاش می‌مردم و این بی‌تفاوتی در من نبود تا لااقل خجالت و شرمساری‌‌ام کمتر می‌بود😭

امیدوارم با تمام نالایقی و بی‌شایستگی، من گردن‌شکسته‌ی غافل بی‌تفاوت به‌دردنخور را عفو فرموده و ببخشید😔🙏🤲🍀🏵️

امروز با خودم گفتم ۴۰ هفته گذشت و هیچ غلطی نکردی. لذا از باب ظاهرسازی هم که شده تصمیم گرفتم اسم خودم را از امروز عوض کنم و دیدم چه اسمی بهتر و زیباتر از اینکه تداعی ذات مقدس شما باشد... و نیز هویت اصلی امثال من.... که افتخار ما بایستی بندگی و نوکری و چاکری ذات مقدس شما و اهل بیت باشد... یعنی همان مقام خادم و غلام و بنده بودن.... بنده‌ی در ربوبیت نه، بلکه بنده‌ی در طاعت و پیروی... که شما اهل بیت فرموده‌اید: «الناس عبيد لنا في الطاعة»

پس لطف بفرمایید به عظمت پدر بزرگوارتان حضرت زین العابدین علیه السلام از امروز بنده را با تمام نالایقی به این مقام بلند بندگی بپذیرید که نامم عبدالقائم یا عبدالحجت یا عبدالصاحب یا عبدالمهدی بشود....

تا سرخوشانه و مستانه، بگویم با لطف مولای نازنینم، من نالایق، به مقام بقای عبد به مولا تشرف و ترقی پیدا کرده‌ام و برای دلخوشی این دوبیت شعر را بی‌پرده در دستگاه سه‌گاه و گوشه شهناز بخوانم!:

این طایفه‌اند اهل معنا

باقی همه خویشتن پرستند

فانی ز خود و به دوست باقی

این طرفه که نیستند و هستند

ارادتمند و مخلص🙏🏵️🙏😘☘️🍀🌼💖💝💞🌸🌹

جمعه ۳۹ / نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

به نام خدا

سلام

آقا دلم تنگه برات😭

خداحافظ

جمعه ۳۸ / کجایی ای امام ما، کجایی؟

ای خوبترین خوبترین خوبترین خوب

آکنده وجود و ذات پر مهر تو از نور؛ در غصه و حزن و غم دوری تو تا کی؛ هر جمعه و هر روز بگوییم: کجایی؟؛ خواهد به سر آمد غم هجران تو حتما؛ اما چه زمان؟ ما که ندانیم و ندانیم؛ ای کاش عنایات تو تابد به دل غمزده ما؛ تا از سر اخلاص بگوییم به خواهش، به تمنا،

تو کجایی ای امید همه خوبان ازل تا به ابد

آدم و نوح و براهیم و نبی و وصی و زاده زهرا

آن غریب نینوا، کشته در دشت پر از کرب و بلا

أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ

أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ

أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ...

ابزار حدیث