انعکاس اشک!

در هوایت هر که گرید

دیده ام

تر میشود

هل الیک یابن احمد سبیل، فتلقی؟

با وجودی که نه شب دیده‌ام او را و نه روز

شب و روزم همه در حسرت دیدار گذشت

سرم در دام و تن در قید و دل در بند مهر تو

سیم تنا، خوش عملی نیست این

دل ز کسان بردن و بگریختن

تو قدم به چشم من نه...

اگر بیایی و من بنده را دهی تشریف

نه درخور تو ولیکن خرابه‌ای دارم

دلبر غایب

می‌شود صیاد پنهان، می‌کند آن گاه صید

می‌کند آن ماه صید، آن گاه پنهان می‌شود