کیف استطعت؟

چقدر دوست داشتم که مثل محتشم کاشانی جرأت می‌کردم که بگویم:

ما به عهدت، خانهٔ دل «از طرب» پرداختیم

در به روی «خوش‌دلی» بستیم و «با غم» ساختیم

  • گذر فصلی دیگر
  • و اتمام تابستان
  • و عبور آخرین جمعه اش
  • بی شما
  • و به یاد شما نبودن
  • و غفلت محسوس وسیع فجیع من
  • دریغ
  • افسوس
  • آه

به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم

بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا😭😭😭

گریه

داشتم در حرم زیارتنامه شما را می خواندم و به بخشی رسیده بودم که سلام بر شما داده می‌شد، با ذکر اوصاف مختلف. سوالی در ذهنم آمد که اشک‌آورترین و حزین‌ترین صفت شما در این صفات و اوصاف، از دید خودم، کدام است؟

  • یک دفعه دیدم تعبیر «المرتقب الخائف» زود دوید جلوی چشمم و گفت: «من، من»

و ویران شدم با این خودنمایی و این صحنه...

چون از آن دسته اوصاف شما بود که خود من بی‌وفا هم در ساخت و استمرار بقایش برای شما، سهیم و دخیلم،😭

لطفاً مرا ببخش ای مهربان‌ترین مخلوق خدا و ای بخشنده‌ترین آفریده دادار.🌹🌸🌷

اسم اعظم الهی

اسمای الهی معرف صفات جمالی و جلالی ذات اقدس حق‌اند، و این اسماء به اعتبار جامعیت، بعضی را بر بعضی فضل و مزیت و مرتبت است،

تا منتهی می‌شوند به کلمه‌ی مبارکه‌ی جلاله‌ی الله که اسم اعظم است و کعبه‌ی جمیع اسماء است که همه در حول او طائف‌اند.

همچنین مظهر اسم اعظم و تجلی اتّم آن انسان کامل، کعبه‌ی همه است و فردی از او شایسته‌تر نیست و در حقیقت اسم اعظم الهی است.

آن مظهر اتّم، کعبه‌ی کلّ و اسم اعظم الهی، در زمان غیبت خاتم اولیاء قائم آل محمد مهدى موعود حجة بن‌الحسن العسكرى صلوات الله عليهم أجمعين - است،

و دیگر اوتاد، و ابدال کُمل و آحاد و افراد غیر کُمل به فراخور حظّ و نصیب‌شان از تحقق به اسمای حسنی و صفات علیای الهیه به آن مرکز دایره‌ی کمال، قرب معنوی انسانی دارند.

📗نهج الولایه، بررسی مستند در شناخت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، علامه حسن‌زاده آملی، ص ۶۴.

;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;

به به

چقدر لذت بردم

اگر چه دقیقا نفهمیدم.

معتقدم چیزی مهمتر از مقوله امام شناسی و معرفه الاسما وجود ندارد. هرچند این مبحث خیلی سنگین و درکش خیلی سخت است و من با خاکساری به محضر خداوند بخشنده، به همان مراتب پایین فهم هم قانعم!

زاد الله النعم المتوالیه بحقک یا مظلوم القرون المتمادیه

💯

از نگاه من، (بدون انتظار تحمیل نگاهم به این و آن، ولی دوست‌داشتن تحقق آن در بیگانگان و آشنایان،) خوشبخت‌ترین سعادتمند جهان، شخصی است که دقایق یا ساعات بیشتری از شبانه‌روزش عطرآگین به یاد معطر شما باشد ای مدار هستی و محور گیتی.

روشن ز تو «شب‌های دل»

خُرَّم‌ ز تو «ایام دل»

سپاه حُسن

امشب چقدر حالم را عوض کرد دیدن این شعر، و حجم بالای نفی تعلق مندرج در آن:

ألقَى الصحیفةَ کی یُخفّفَ رحلَهُ

و الزادَ حتّی نعلَهُ ألقاها

آیا می‌شود روزگاری بیاید که من محو شوم و فقط تو مالک این سرزمین باشی ای مالک کل زمین و زمان؟

البته که اقلیم وجود من نالایق تر از تسخیر توسط جنود چون تو، شاهنشه مقتدری، است، ولی خب از قدیم گفته‌اند: با سپرافکندگان مایل بر خود بساز... یا به روایت دیگری بر آنان: بتاز... ای الهه‌ی ناز

از شب گیسوی توست روشنی روز من

با اینکه در روزگار دوری از شما هیچ چیز در معنای واقعی‌اش خوب و خوش نیست ولی امروز خیلی خوب بود. با دوستم برنامه جدیدی پیدا کردیم. در امتداد نور رخ شما.... «جمال چهره تو، حجت موجه ماست»... ای وجه الله عزیز غایب از نظر.... یابن الامام العسکری...

وحدت آمال

...

مرا هزار امید است و هر هزار تویی😊🥹🙏

...

قرن‌ها غربت

۱۵۰۰ سال گذشته است، به عبارت دیگر: ۱۵ قرن. چقدر زیاد. اگر بخواهیم به ماه بگوییم می‌شود ۱۸ هزار ماه.😔🙁

۱۵ قرن قبل بود، در سال منفی ۵۳، پیغمبر اکرم متولد شدند. چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی. حضرت آمنه چقدر خوشحال بود. حضرت عبدالمطلب و حضرت ابوطالب نیز. حضرت فاطمه بنت اسد هم. همه انبیا و اولیا و خود خدا هم.

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد.💖💝💞

تولد امام جعفر صادق علیه‌السلام هم مصادف با همین روز «آغاز پروژه اسلام» است،💞💖💝

و این نیز مزید مبارک بودن امروز،💘

ولی ای وارث حضرت محمد و امام صادق، 🌹ای صاحب الزمان،🌹 چرا سهم شما از این ۱۵ قرن بیش از اندازه شده؟ و ۳۱۳ سالش اختصاص به ۱۳ معصوم داشته و بقیه‌اش که ۱۱۸۷ سال بشود، تا حالا مختص به شما شده؟😭😭😭

خیلی طولانی و فرسایشی شده است. خدایا ادامه نده لطفا. ما توان یاری نداریم. طال الانتظار و صعب علینا الانتصار. غربت و غیبت آقا زیاد شده. عجل فرجه و قرب بعده... دوری او را نزدیک گردان.... به حق مقربان درگاهت...🤲🤲🤲

حذف و اضافه

آدرس وبلاگم را عوض کردم. چون من دیگر من سابق نیستم. من سابق فکر می‌کرد هر طور بخواهد می‌تواند قدم بردارد و قلم بر دارد و فکر کند و بنویسد.

اما این گستره حجیم آزادی در واقع دور شدن از شما بود ای خواستنی‌ترین زیبای فراموش‌شده.

به من چه که دانشمندی هزار سال پیش در شاخه غربی تمدن فلان‌فلان‌شده‌ی اسلامی اوقاتش را درست یا غلط می‌گذرانده و من باید اسم وبلاگم را به اسم او نامگذاری کنم؟

مرا چه که شیرین لبی است در فرخار؟

مرا چه که سیمین تنی است در خلخ؟

برای من فقط شما مهم هستید و وابستگان به شما.

تمام

پ.ن: ان شاء الله العلی الاعلی

پ.ن۲:راستش را بخواهید آقاجان، هنوز منیت(انانیت)های متراکمی در من هست. در حدی فجیع.... که نمی‌دانم چگونه باید محو شود. دوستم می‌گفت با قاعده «احراق»، ولی من امیدم در نابودی این دریای ناخالصی‌های غفلت‌ساز، باز به خود شماست. نه قواعد و قوانین و آمال دیگر. به قول همان شعر دقیق: هم مگر پیش نهد لطف شما، گامی چند.

مخلص🙏🙏🙏🌹🌺💐😘😘😘

باز آی 😭

جانا به غریبستان چندین بنماند کس

باز آی که در غربت، قدر تو نداند کس!

هر کو ز می وصلت یک جام بیاشامد

تا زنده بود او را هشیار نخواند کس

اگر...

خیالِ رویِ تو در هر طریق، همرهِ ماست💖
نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ! ماست


اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسد
گناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست😐

🌹🌸🌺💐🌼

دلم نهاد بنای محبت چو توئی

محبت دگران شد بنا بر آن، منسوخ

پری‌روی مستور

ماه من، آنچه ز اوصاف جمال است شما را

همه بر وجه کمال است، کما لا یخفی

به جد امجد شما لقب «شیخ الائمه» داده‌اند که حتماً علتی داشته است. اما علتش این نمی‌باشد که دوران امامت حضرت امام صادق علیه السلام ۳۱ یا ۳۴ سال بوده، زیرا امام سجاد و امام کاظم و امام هادی علیهم‌السلام نیز ۳۴ یا ۳۵ سال امامت داشته‌اند. بلکه به خاطر سن دنیوی ۶۵ ساله امام صادق علیه‌السلام است که آن لقب را به ایشان داده‌اند،

ولی باید گفت در واقع این لقب برای شماست، زیرا سن شما هم اکنون ۱۱۹۲ سال و دوران امامت شما ۱۱۸۷ سال است و امروز جمعه، اولین جمعه سال جدید امامت شما می‌باشد که ملحق به هزاران جمعه دوران غیبت شد و من شرمسارم که در ایجاد بخشی از این جمعه‌های دلگز سهیم بوده‌ام. سلام خدا بر شما در تمامی روزها و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها و سده‌ها و هزاره‌ها ای کهن‌سال‌ترین جوان گیتی.

السلام علیک حین تقوم و تقعد 🥹

مولای وقفت فی زیارتک موقف الخاطئین النادمین😭

بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و اسرتی💐🌺🌹🏵️🌸🌷🌼🌻🙏🙏🙏

مداوای اساسی

هم مفرّح، هم شفا، هم نوشدارو «لعل یار»

هم فلاطون، هم مسیحا، این مداوا گفته‌اند

تعیین وضعیت

مرا رخسار او باید، چه سود از ماه و پروینم

چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم؟

بر رُمَع لعنت که آئین جفا بنیان نهاد

کاش آن موقع که آن مرد شجاع اقدام به پاره کردن شکم آن ملعونی کرد که قباله فدک مادرتان زهرای مظلوم را پاره کرده بود، من هم بودم و لااقل یک لیوان آب خنک به ابولؤلؤ می دادم و دست مریزادش می گفتم.

لما ضرب أبو لؤلؤ رضي الله عنه، عمر بن الخطاب وشق بطنه⚔

ورجع الى أمير المؤمنين علیه‌السلام وقال:

يا مولاي شققت بطنه 🗡(شکمش را سفره کردم)💪💪💪

فلما سمع أمير المؤمنين بكى بكاءا شديدا

ثم قال:

ياليت أن بنت رسول الله كانت حية فسمعته

ای آقای غریب تنها خداوند زودتر شما را برساند تا این داغ دل شما اهل بیت علیهم‌السلام با زنده کردن دشمنان اصلی شما و انتقام از آنها، تسکین یابد و دل نازتان خنک شود.

خودتان فرموده اید: «لعن کردن دشمنان ما، یک نوع یاری ماست.» من هم که هیچ غلطی برای شما نکردم. لذا همین لعنت فرستادن به دشمنان تان به خصوص آن ملعون دومی را پیشه خود ساخته ام.

لذا می گویم:

ای ملعون ثانی، که در خباثت حائز رتبه اول هستی، بدان که:

از عمق دل و جان كُنمت، لعن، حرامى

هر لحظه و هر آن كنمت، لعن، حرامى

با قل قل قليان كنمت لعن حرامى

با چايى و فنجان كنمت لعن حرامى

هرگوشه ى ايران كه روم لعن تو گويم

مخصوص به كاشان كنمت لعن، حرامى

فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست

هر کدام از اجداد شما که شهید می‌شدند، غمی جانسوز عالم هستی را فرا می‌گرفت، اما شهادت پدر نازنین شما دو غم توأمان را داشت: غم شهادت ایشان و آغاز مصیبت غیبت شما.😭😭😭

من نوعی برای کاهش غم متراکم شما چه می‌توانم بکنم؟ شاید بر لب شما این جمله نقش ببندد که: مرا به خیر تو امید نیست،شر مرسان، و یا: من را رها نما در این رنج بی‌حساب،😐😐😐

من به سهم خودم، که شریک هستم در استمرار غم دومتان، عذرخواهی و طلب بخشش دارم ای آقای مهربان تنها.😢😔🙏

سرچشمه خوبی‌ها شمایید🙏

بگفتم نیشکر را من که: «از کی پر شکر گشتی؟»

اشارت کرد سوی تو، کز انفاسش چشیدستم💞

خوش به حال عاشقان واقعی همیشه در فکر یار

در خود نمی‌بینم که من بی او توانم ساختن

یا دل توانم یک زمان، از کار او پرداختن

اللهم ارزقنا هذا الحال و هذه الحاله 🤲

اعوذ بالله من غیرک

چه بد بود این نشست و محفل. دقیقا دو و نیم ساعت به حرفهای بدردنخور گذشت و من هم متاسفانه قدرت تغییر بحث از این حرفهای انحرافی را نداشتم.🙁 چقدر ضعیف هستم من.... و چه پر ادعا....

خیلی اوضاعمان خراب است در اینکه متوجه عبور عمر لعنتی‌مان نیستیم. عمر لعنتی‌یی که جزوی از دوران غربت و غیبت و حبس و اشک ریختن و مظلومیت شماست آقا.

کاش می‌فهمیدیم که ما باید با بقیه فرق داشته باشیم و شمایی که همواره ما را فراموش نمی‌کنید مهمترین شغل و وظیفه ما در این روزگار وانفسا این است که مدام به یاد شما باشیم و مثلا در گوشه‌ای از دستگاه سه‌گاه و شاید در مقام حجاز یا عراق زمزمه کنیم:

ما و شراب و نای و دف، صوفی و کنج صومعه

شغل جهان کجا و ما؟ ما ز کجا و مشغله؟

مثل همیشه: معذرت می‌خواهم

لیت شعری...

ای «آرزوی گمشده» مهمان کیستی؟

:(((

مسیر سخت حقیقت

«ذوق غم معشوق» به بازی نتوان یافت

توهم با حقیقت، سیصد هزار کیلومتر فاصله دارد. اینکه ملاصدرا می گوید: «اکثر مردم، از حقیقت غافل‌اند و با هپروت و توهم و تخیل خودساخته خوش‌اند» واقعیتی است که اقرار دارم درباره من هم صدق می‌کند. ولی تخیل من رنگ تو را دارد و عجالتا نمی‌خواهم از آن جدا شوم. می‌ترسم به خیال رسیدن به حقیقت، همین هم از دست برود و خاک عالم به سر کچلم بشود و خسر الدنیا و آلاخره گردم. پس فعلا اقدام به هیچ عملیات انتحاری نخواهم کرد.

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم!

قربانت