آدرس وبلاگم را عوض کردم. چون من دیگر من سابق نیستم. من سابق فکر می‌کرد هر طور بخواهد می‌تواند قدم بردارد و قلم بر دارد و فکر کند و بنویسد.

اما این گستره حجیم آزادی در واقع دور شدن از شما بود ای خواستنی‌ترین زیبای فراموش‌شده.

به من چه که دانشمندی هزار سال پیش در شاخه غربی تمدن فلان‌فلان‌شده‌ی اسلامی اوقاتش را درست یا غلط می‌گذرانده و من باید اسم وبلاگم را به اسم او نامگذاری کنم؟

مرا چه که شیرین لبی است در فرخار؟

مرا چه که سیمین تنی است در خلخ؟

برای من فقط شما مهم هستید و وابستگان به شما.

تمام

پ.ن: ان شاء الله العلی الاعلی

پ.ن۲:راستش را بخواهید آقاجان، هنوز منیت(انانیت)های متراکمی در من هست. در حدی فجیع.... که نمی‌دانم چگونه باید محو شود. دوستم می‌گفت با قاعده «احراق»، ولی من امیدم در نابودی این دریای ناخالصی‌های غفلت‌ساز، باز به خود شماست. نه قواعد و قوانین و آمال دیگر. به قول همان شعر دقیق: هم مگر پیش نهد لطف شما، گامی چند.

مخلص🙏🙏🙏🌹🌺💐😘😘😘