ولی‌الله کلامی زنجانی:
از شهادت پیشه‌گان، تکریم‌ها دارد حسین
جان‌نثار عشق، در اقلیم‌ها دارد حسین
چار اسماعیل داده، خود همی در نوبت است
مرد میدان، شیخ ابراهیم‌ها دارد حسین...
www.mashreghnews.ir/fa/news/509287



نفیسه‌سادات موسوی:
دیگر امشب از حسینیه، صدا نمی‌رسد
از مناره‌ها صدای ربّنا نمی‌رسد
غیر منطقی است اینکه از سراسر جهان
مرهمی به زخم شهر "زاریا" نمی‌رسد
گرد غم نشسته روی سینه پیمبر و
تلخی‌اش به غصه‌ای به جز منا نمی‌رسد
شیعه با شهادتش عجین شده است و ریشه‌اش
جز به مکتبِ عظیمِ کربلا نمی‌رسد
ای مدافعان صلح! در کجا نشسته‌اید؟
پس چرا صدایتان به گوش ما نمی‌رسد؟!
ربّنا! عنایتی بکن به ما که تا ظهور
هیچ‌کس به داد بچه‌شیعه‌ها نمی‌رسد

  ***
محسن عرب‌خالقی
غریب هستی و جز خون تو گواهی نیست
که از قبیله جُونی و کم گناهی نیست
به جرم عشق، به جرم محبت مولا
تو را درست گرفتند، اشتباهی نیست
پی تهیه حلوای نقد پاریس‌اند
کسی به فکر تو اصلاً در این نواحی نیست
تو اتکا به کسی جز خدا نخواهی کرد
که لطف «شیخ عجم» گاه هست و گاهی نیست
بگو به یوسف ما که برادری با سگ
به جز فتادن از چاله‌ای به چاهی نیست
کدام باد تواند تو را تکان بدهد
که گفته است که این کوه غیر کاهی نیست
چهار اسماعیلت ذبیح عشق شدند
خوشا دلت، دل بی‌داغ قتلگاهی است
به روسیاهی من، نیست روسپیدی اگر
به رو سپیدی تو هیچ رو سیاهی نیست
قسم به خانه ویران تو که در محشر
به جز نگاه علی هیچ سرپناهی نیست
بلندشو، نفست گرم، شیخ ابراهیم...
بگو، علی که جز این راه هیچ راهی نیست
***
ایوب پرندآور
سه شیشه گرفته، هستی اش بیشتر است
اندازه می پرستی‌اش بیشتر است
بر خاک ‌نوشته شیخ ما «زکزاکی»:
انگور سیاه، مستی‌اش بیشتر است
***
بشرى صاحبی
اگرچه ظلم و ستم ناپدید خواهد شد
و سهم کفر، عذابی شدید خواهد شد،
ولی چگونه ببینیم سینه چاک حسین
دوباره کشته به دست یزید خواهد شد
قسم به اشک، که غمگین‌تر از زمستانم
و غم بهانه شعری جدید خواهد شد
تو اوج نیمه‌شبی، ما شنیده‌ایم که شب
سحر که سر برسد، روسفید خواهد شد
به استواری کوهی و باد از این که
تو را تکان بدهد, ناامید خواهد شد
کسی که دل به علی داده ـ هرکجای جهان ـ
شبیه حضرت زهرا شهید خواهد شد
در انتظار بهار ِ پس از زمستانیم
بهار قسمت این سررسید خواهد شد
دلم به عطر دعای فرج خوش است خدا!
کدام جمعه سرانجام، عید خواهد شد؟
***
سجاد شاکری
از فرش به عرش پر کشیدید همه
در سایه ی نور، آرمیدید همه
چون جُوْن، اگرچه جسمتان است سیاه
در پیش حسین(ع) روسپیدید همه
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/09/25/944241



فاطمه‌ نانی‌زاد:
وقتی که در جان زلالت، درد دین باشد
در سینه ٔدشمن شرار خشم و کین باشد

 بی یاور و تنها...، به مولا اقتدا داری
از پرتوش بر باورت نور یقین باشد

دلخوش به دیدار بهارانی، نداری غم
حتی اگر برگ و برت روی زمین باشد

چندین جوان دادی دلت آرام‌تر گردید
حاشا اگر چینی تو را روی جبین باشد

ای هم قبیله با غلام روسپید عشق
فریادهایت پاسخ هل من معین باشد

 همواره در دنیا نوای نی‌نوا جاری ست
برپا عَلَم‌های قیامی راستین باشد
http://www.menbariha.ir/module/news/27111



محمدمهدی سیار :
«پیر سپیدموی سیه فام
میراث‌دار رنج هزاره
ای کوه داغدار
آتش‌فشان بغض هماره
اینک مبارکت تاوان مهر حیدر کرار
او گفته بود خود
گر کوه دوستدار من آید
صدپاره می‌شود
اینک مبارکت
در زیر سنگ واقعه ذکر احد احد
ای پیر
نام بت‌شکنی داری
بر تو سلام باد
وین آتش همیشه بر ابراهیم
برد و سلام باد»
http://www.iqna.ir/fa/News/3467702



افشین علا:
هر چند اسیردشمن دینی/ دارم یقین که اهل یقینی
قلب منی اگرچه پراز خون/ جان منی اگرچه حزینی
گیرم به نیجریه،گرفتار/ بر خاتم سپهر،نگینی
در روزگارغربت اسلام/ چون آیه های دین مبینی
اشک حسینیان زمانی/ آه "خمینیون"زمینی
از راه دور،خامنه ای را/ همچون اویس، یار و قرینی
سیمرغ قاف قاره رنجی/ در کوه فقر،قله نشینی
هم سرنوشت وهم دل وهمراه/ با عترت رسول امینی
گرد حریم شیعه مظلوم/ مثل حسین،حصن حصینی
مثل حسین، تیرستم را/ آماج،از یسار و یمینی
مانند اومیانه ی میدان / بی یار و بیقرار وغمینی
چون اومیان لشکر اعدا / افتاده ازبلندی زینی
شاهد چون او به کشتن فرزند/ با دستهای خصم لعینی
مانند او محاصره در خون/ درقتل عام و غارت وکینی
اما چه باک از اینهمه ماتم؟/ چون با دعای شیعه عجینی
فردا زبانزد همه عالم/ امروز گرچه خسته،چنینی
در سایه امام زمان هم/ تو وارث بحق زمینی
ای مرغ سینه سرخ سیه فام!/ حقاکه روسفیدترینی...
http://www.qodsna.com/NewsPage.aspx?newsid=59231



عارفه دهقانی:
ساز دنیا، ساز غمناکی ست
شعرها از داغ ما حاکی ست

زیر پوتینهای وهابی
نیجریه، سینه اش خاکی ست

آنکه راهش را به خون رفتند
جز حسین، آرام دلها، کیست

کل ارض کربلا یعنی
شیعه هرجا هست، افلاکی است

حال و روز قلب ما حالا
حال و روز شیخ زکزاکی است
http://ahrargil.com/?p=101568



عالیه مهرابی
سه شاخه یاس باران خورده در دست
سه جام داغ دارد خوشه‎ای مست

دل طوفان اگر لرزید حق داشت
درخت تاک،  خار چشم باد است

تو یک تن نیستی! بر رود جانت
هزاران بانگ رودا رود پیوست

هزاران دانۀ تسبیح، ناگاه 
پرستووار از بند زمین رست

دل دریایی‎ات بی‎تاب‎تر شد
اگر سنگ ستم راه تو را بست  

شیوع سایه‎های ظلم در شهر
شده همسایه با همسایه همدست!

می‎آید آفتاب و می‎گشاید
دری بر کوچه‎های سرد بن‎بست


بشری صاحبی
اگرچه ظلم و ستم ناپدید خواهد شد
و سهم کفر، عذابی شدید خواهد شد

ولی چگونه ببینیم سینه چاک حسین
دوباره کشته به دست یزید خواهد شد

قسم به اشک، که غمگین‎تر از زمستانم
و غم بهانۀ شعری جدید خواهد شد

تو اوج نیمه شبی، ما شنیده‎ایم که شب
سحر که سر برسد، روسفید خواهد شد

به استواری کوهی و باد از  إین که
تو را تکان بدهد، ناامید خواهد شد

کسی که دل به علی داده _هرکجای جهان _
شبیه حضرت زهرا شهید خواهد شد

در انتظار بهار ِ پس از زمستانیم
بهار قسمت این سررسید خواهد شد

دلم به عطر دعای فرج خوش است خدا!
کدام جمعه سر انجام، عید خواهد شد؟


فائزه زرافشان
همه دارند از تو می‎گویند، نیجریه! چه آمده به سرت
سرخ، مانند آفتاب غروب، مانده بر قلب آسمان اثرت

دشمن از جان تو چه می‎خواهد؟ عالم از غصه‎ات  چه می‎داند؟
باز کن لب که قصه را باید بشنوم از زبان شعله‎ورت

رسم نامردها همین بوده، آه تا بوده اینچنین بوده
که بریزند خون سرخت را پیش چشمان خستۀ پدرت

ای شهیدان شیعه! سرها را روی دامان دوست بگذارید
نیجریه بخند، نوبت توست که بیفتد به کربلا گذرت

صبر کن آفتاب در راه است، صبر کن عمر ظلم کوتاه است
دارد از سمت شرق می‎آید روشنی‎بخش چشم‎های ترت
http://shahrestanadab.com/شهرستان-ادب/articleType/ArticleView/articleId/6090

 



مجتبی اصغری فرزقی:
چقدر صدایت شبیه بلال است برادر
در قاره ای که سیاه پوستان
سفید فکر می‌کنند
و مک دونالت
غذای سنتی آنهاست.
از حنجره ات
می‌شود
گل‌های محمدی را
گرده افشانی کرد
و مهربانیت
آمده پای پیاده تا حرم
زیبائیت را
در کلمات می‌ریختی
و درختان بسیاری را
معطوف خورشید کردی
با آن دندانهای سفید و زبان سرخت....
بارها می‌خواستند
پوستت را چپه رو کنند
و پولش را در چمدانی که بوی تعفن می‌داد
بفرستند...
ژنرالها می خواهند
گرفتن تو را
به افتخاراتشان اضافه کنند
ولی صدای تو که اینجاست
و افکارت
متین و آرام قدم می‌زنند در خیابانها.
نقشه نیجریه
شبیه صورت توست
با اندامی رها در باد.
ما خوب می دانیم
که هیچ میله ای
نمی تواند
طنین آزادی را
محصور کند
پس ما نگران نیستیم که تو کجایی
و تو هم نگران نباش
چون
تاریخ معاصر نیجریه
معطر به افکار توست
با آن نرگسی که به سینه زدی
و یاس‌هایی که پرورش داده ای
در حیات خلوت مسجد علوی نیجریه...
http://fatemehguyande.tudi.ir/page-523160

 



محمدحسین انصاری نژاد:
یک صندلی اگر چه جلوتر نشسته بود
در چشم من چو کوه،برابر نشسته بود

صبح دوشنبه بود و در آن ماه بهمنی
در حلقه ای مقابل رهبر نشسته بود

گویی به ماذنه هیجان بلال داشت
انگار پیش روی پیمبر نشسته بود

یا در مدینه هم نفس مسجد النبی
محو شکوه فاتح خیبر نشسته بود

عمامه ای سپید چو یک بافه یاس داشت
چون برد ابر یکسره بر سر نشسته بود

نهج البلاغه بود به چشمش ورق ورق
در شرح خطبه، چشم به منبر نشسته بود

گفتند از قلمرو افریقیه است او
با پیر ما بعینه برادر نشسته بود

تا پیر ما ابوالشهدایش خطاب کرد
دیدم چو باغ لاله معطر نشسته بود

پژواک لحن پیر جماران به گوش داشت
در چشم او چقدر کبوتر نشسته بود

زکزاکی است حاصل آن نفس زاکیه
گفتند و او خموش بر آن در نشسته بود

مثل خلیل، چشم به بت‌های آذری
بین هزار شعله ی اخگر نشسته بود

او را به باغ لاله مگر از کدام دست
خطی شقایقانه به دفتر نشسته بود

گفتند از عشیره‌ی جون ست، این درست
او را به سینه زخم مکرر نشسته بود

او را میان هلهله ی بت تراش ها
بر دل هزار تیشه‌ی بتگر نشسته بود

با چشم شب ستیز فقط از پگاه گفت
هر چند بر دلش همه خنجر نشسته بود

می‌دیدمش که نعش پسر روی دست داشت
اما صبور در شب سنگر نشسته بود

چون بادبان کشتی او یا حسین بود
آن زورق شکسته به لنگر نشسته بود

مجلس تمام و شور شهیدانه اش مدام
در چشم من از او غزلی تر نشسته بود
http://www.farsnews.com/13940929001324

 



محمدمهدی عبدالهی:
دلم به وسعت هفت آسمان پر از غم شد
حلول ماه ربیع است یا محرم شد

غزل به یاری این دل دوباره آمده است
ببین که قلب قلم خیمه گاه ماتم شد

دخیل واژه « امن یجیب» می آید
کنار پنجره فولاد، عشق ،مرهم شد

دوباره از دل هر سنگ ناله ای برخاست
دوباره چشم فلک بی قرار نم نم شد

به رنگ لاله نشستند واژه ها یعنی
به سوگ ایل شقایق زمان فراهم شد

هزار نیزه به قلب ستارگان می خورد
اگرچه قامت خورشید بی امان خم شد

غلام چهره سیاه اند و روسپید شدند
دوباره حادثه کربلا مجسم شد

و شامگاه صفر سر رسید و می خوانم
حلول ماه ربیع است یا محرم شد

http://jahannews.com/vdcc4iq0p2bqex8.ala2.html

 

 


علی رضا قزوه:
زیباترین باران ها در افریقا می بارد
در «گیسلو»
«کادونا»
خونین ترین روز عاشوراست
بزرگترین فریاد
اربعین است
و سرخ ترین خبر
در «زاریا» ست
و تا هنوز شیعیان دو گروه اند
یکی تیر می خورد و یکی مدال می گیرد
یکی تبعید می شود و یکی تبلیغ می شود
با اتصال دائم و پر سرعت به هر چیز
از «عرب سِت» تا ویزای شنگن و
تا دیدار با وزیر مختار
فالوده می خورند از شیراز تا واشنگتن
برو بیا دارند با خرگوش ها و
سوسمارهای عبدالعزیز
فلسطین، نه
زینبیه ، هرگز
جهاد، اصلا و ابدا
اما قمه، حتما
چلوکباب ، همیشه
و مرجعیتی که مُهر می شود دهانش
به مُهر و مِهر ملکه
و زاریا، شیراز نیست
لندن نیست
که زاریا، قدس است و کربلای حسین(ع) است
و زینت ابراهیم
زینب زمانه‌ی ماست
ام البنین نیجریه‌ای در خون است
بوکوحرام کتاب نمی خواند
بوکوحرام کتاب را حرام می داند
بوکوحرام یک شاخه از «عرب ست» است
برادران حرمله و تیر سه شعبه اند
بوکوحرام
حرام زاده هایی از نطفه ی حماقت و وهابیت
دزدان دریایی نفت در خشکی
در خشکه مقدسی
آن سوی مرز
مردی ده بار حبس
چندین گلوله
با چهره ای خونین
عمامه ای گلگون
و خونی که بند نمی آید
با چار زخم عمیق در سینه
این سوی مرز
مردی که صبح به صبح
دوش شیر می گیرد
و نطق می کند و رشد بادکنکی می کند
مانند اردوغان
آن سوی مرز
نان نیست
گلوله نیست
دارو نیست
ما در محاصره ایم و خدا هست
فقط دعا و گلوله بفرستید
این سوی مرز ولی
مردی با نوزده پست و مقام
باز مدیر می شود
وزیر می شود
و انتفاضه ی سوم آن سوی مرز است
در الخلیل و غزه،
در زاریا، عدن،
تعز و حلب
این سو ولی انتفاضه ی سکوت و بی خیالی ست
این سو جز آنفلونزا و بیکاری
جز خورد وخواب
جز تعظیم در برابر برجام
چیزی نمانده است
آن سو گلوله نیست، تسلیم نیست
این سو پر است از روبات هایی که خم می شوند
از روبان های سیاه
از شوالیه و تسلیت برای جمعه ی پاریسی
امضای دفتر یادبود سفارت
از یکشنبه های زاریا خبری نیست
دوشنبه های زینبیه
سه شنبه های ضاحیه و
چارشنبه های غزه
پنجشنبه ها
سر بریده می آورند از تنورهای حلب
این سوی مرز ولی
دخیل می بندند به کاخ الیزه
و جمعه هایشان در شانزه لیزه می گذرد
صحابیون شنگن و بشکن بشکن
بادمجان های دور واشنگتن دیسی
این سوی مرز
ستاره ها را عقیم می کنند
و خم می شوند در برابر قطعنامه ی چاقو
به لوموند و فیگارو
اعتماد می کنند
عالی جنابانی که ساعت ده صبح
بیدار می شوند
و خط ارتباطی شان با ضاحیه قطع است
و زاریا را اصلا قبول ندارند
برج البراجنه شان ایفل است
ضاحیه شان برج پیزا
قسمت نشد پپرونی بخورند
با قهوه ی فرانسوی قجری
مدام می گوید:
مسیو را بگیر برایم!
آن سوی مرز خمینیون «امن یجیب» می خوانند
به عشق خامنه ای گلوله می خورند
از شیخ عیسی به باقرالنمر
از باقرالنمر به شیخ ابراهیم
از شیخ ابراهیم به نصرالله
ما در محاصره ایم
گلوله و دعا بفرستید
این سوی مرز
عالی جناب رفته غسل شیر به جا بیاورد
آن سوی مرز
سر بریده می آورند از زینبیه
این سوی مرز
شمع روشن کرده اند
در میدان محسنی
شوالیه ها و خوک ها و شراب ها
آن سوی مرز صدای گریه می آید
از خانه ی شیخ ابراهیم
ام البنین خانه ی شیخ معلوم نیست کجاست
هست، نیست، نیست، هست
«ای مادر علی
ای مادر چهار شهید
چه کند گل سرخ»
در روزگار این همه خواری؟
این سوی مرز
آقای عین می آید، نمی آید، می آید، نمی آید
آرمان تلنگر می زند به اعتماد
آقای هیچ
سرلیست حزب بی خیالی و مردم!
تزریق پول و زهرماری
به معتادان پنجاه ساله ی اقتصادی
تولید درد و دود
آن سوی مرز
با سنگ و دست خالی به خیابان آمده اند
این سو با بیل و کلنگ
افتاده اند به جان دانش و آگاهی
مردان بی سو و بی سر
مردان خاموش
مردان اخته و هویج و لبو و بستنی قیفی
آن سوی مرز
زنی روزی هزار مرتبه می میرد
و می دود به سوی قتلگاه چهار شهیدش
این سوی مرز
زنی به فکر
اصلاح نژاد شاهین
برای شانه ی اعراب
از تارو پود ریزگرد و فتنه
تبلیغ می کنند
آب زرشک را و لیبرالیسم بی خیالی را
صعود دلار و سقوط دوغ
جنجال جام و جادوی برجام
این سوی مرز
بناست اچ آی وی
با سگ و شوالیه و شراب
وبا سفارت فنارسه و جان کری و شیرپاستورریزه
خواهرخوانده شوند با هم
از اعتماد به ابتکار
از آرمان به سیاست روز
او می آید ، نمی آید، می آید ، نمی آید
این سوی مرز
عرض کندولانس و تسلیت و لاس های دیپلماتیک
آن سوی مرز
خمینیون تازه بی هیچ نسبتی به نام و خون خمینی
با هفت هزار شهید یمنی
هزار شهید تازه ی نیجریه
این سوی مرز
لطفا چراغ ها خاموش!
دهان ها بسته!
آن سوی مرز حماسه است و گریه
می بینی آقا روح الله!
اطراف خانه ات خبری نیست
تو رفته ای آن سو
در زاریا و ضاحیه و غزه
و تیر خورده ای
عمامه ات خونین است
تمام مصطفاهایت را کشتند!
نکند آقاروح الله!
تویی که داری گریه می کنی
با چشم های خونی زکزاکی!

//http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940927000306

////

شعر جدیدی هم بیابم اینجا اضافه می کنم:

http://www.welayatnet.com/fa/news/81859